rudimentär
رودیمانتا، ناقص، ابتدایی، رشدنیافته
Bedeutungen
1
ابتدایی، ناقص، باقیمانده از یک ساختار یا اندام که در گذشته کاملتر بوده و اکنون کارایی کمی دارد یا اصلاً ندارد (مانند اندامهای rudimentär در زیستشناسی).
- Der Vogel hat nur noch rudimentäre Flügel.این پرنده فقط بالهای ابتدایی دارد.
- Seine Kenntnisse in diesem Bereich sind rudimentär.دانش او در این زمینه ابتدایی است.
- Das Museum zeigte rudimentäre Werkzeuge aus der Steinzeit.این موزه ابزارهای ابتدایی از دوران سنگ را به نمایش گذاشت.