rudimentär

Aussprache: /ˌʁudiˌmɛnˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: ru·di·men·tär
صفت

رودی‌مانتا، ناقص، ابتدایی، رشدنیافته

Bedeutungen

1

ابتدایی، ناقص، باقی‌مانده از یک ساختار یا اندام که در گذشته کامل‌تر بوده و اکنون کارایی کمی دارد یا اصلاً ندارد (مانند اندام‌های rudimentär در زیست‌شناسی).

  • Der Vogel hat nur noch rudimentäre Flügel.این پرنده فقط بال‌های ابتدایی دارد.
  • Seine Kenntnisse in diesem Bereich sind rudimentär.دانش او در این زمینه ابتدایی است.
  • Das Museum zeigte rudimentäre Werkzeuge aus der Steinzeit.این موزه ابزارهای ابتدایی از دوران سنگ را به نمایش گذاشت.