anrufen
تماس تلفنی گرفتن، زنگ زدن، استمداد طلبیدن (از مرجع/خدا)
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) anrufen
با کسی یا جایی تماس تلفنی برقرار کردن، به کسی زنگ زدن
- Ich rufe dich später an, wenn ich zu Hause bin.من بعداً وقتی خانه رسیدم به تو زنگ میزنم.
- Kannst du bitte kurz beim Arzt anrufen und einen Termin ausmachen?میتوانی لطفاً سریع به مطب پزشک زنگ بزنی و وقت بگیری؟
2
jemanden/etwas (Akkusativ) anrufen
دادگاه، مرجع قانونی یا خدا/ارواح را برای کمک، داوری یا توکل فراخواندن یا استمداد جستن
- Die Partei beschloss, das Bundesverfassungsgericht anzurufen.حزب تصمیم گرفت به دادگاه قانون اساسی فدرال شکایت ببرد (آن را مرجع داوری قرار دهد).
- In Zeiten der Not rufen die Gläubigen Gott an.در زمانهای سختی، مؤمنان خدا را میخوانند (استمداد میجویند).