فعل
صدا زدن، فریاد زدن، دعوت کردن
معانی و تعاریف rufen:
- صدا زدن، فریاد زدن (کسی یا چیزی را)
- نامیدن، خطاب کردن (کسی را به عنوانی)
- احضار کردن، فراخواندن (برای کمک، مشاوره و غیره)
جملات نمونه برای rufen:
Das Kind ''rief'' nach seiner Mutter.
کودک مادرش را صدا زد.
Ich glaube, wir müssen doch einen Notarztwagen ''rufen''.
فکر میکنم بالاخره باید یک آمبولانس خبر کنیم (صدا بزنیم).
Ich habe Sie ''rufen'' lassen, weil ich die Geschichte auch aus Ihrer Perspektive hören möchte. Wie war denn das genau?
من شما را صدا زدم (خواستم بیایید) زیرا میخواهم ماجرا را از زاویه دید شما هم بشنوم. دقیقاً چطور بود؟