فعل
استراحت کردن، آرام گرفتن، قرار داشتن
معانی و تعاریف ruhen:
- استراحت کردن، آرام گرفتن
- قرار داشتن، تکیه داشتن (معمولاً برای اشیاء یا مسئولیتها)
جملات نمونه برای ruhen:
Er ''ruht'' bei dem schönen Wetter.
او در هوای خوب استراحت میکند.
Die Brücke ''ruht'' auf großen Säulen.
پل بر روی ستونهای بزرگی قرار دارد.
„Die wirkliche Bahn des Mondes ist außerordentlich kompliziert, da er sich mit der Erde um die Sonne bewegt und auch unser Sonnensystem als Ganzes nicht ''ruht''.“
مسیر واقعی ماه بسیار پیچیده است، زیرا ماه همراه با زمین به دور خورشید میچرخد و منظومه شمسی ما نیز به عنوان یک کل، ساکن نیست.