ruinös

Aussprache: /ʁuiˈnøːs/
Worttrennung: ru·i·nös
صفت

ویرانگر، مخرب، زیان‌بار، ورشکست‌کننده

Bedeutungen

1

باعث ویرانی، نابودی یا ضرر و زیان شدید؛ اغلب در زمینه اقتصادی یا مالی به کار می‌رود.

  • Die Kriege hatten ruinöse Folgen für die Wirtschaft des Landes.جنگ‌ها عواقب ویرانگری برای اقتصاد کشور داشتند.
  • Seine Spielsucht führte zu ruinösen Schulden.اعتیاد او به قمار منجر به بدهی‌های ورشکست‌کننده شد.
  • Die Umweltverschmutzung hat ruinöse Auswirkungen auf die Natur.آلودگی محیط زیست تأثیرات مخربی بر طبیعت دارد.