rumbrüllen
با صدای بلند فریاد زدن، با صدای بلند ناسزا گفتن
Bedeutungen
1
intransitiv
شکل محاورهای و کوتاهشدهی 'herumbrüllen'؛ با صدای بلند و اغلب بیهدف یا به سمت افراد مختلف داد و فریاد کردن؛ عربده کشیدن
- Hör auf, hier so rumzubrüllen! Die Nachbarn beschweren sich schon.بس کن، اینقدر اینجا داد و فریاد نکن! همسایهها دارند شکایت میکنند.
- Der Trainer brüllte auf dem Spielfeld rum, um seine Spieler zu motivieren.مربی در زمین بازی داد و فریاد میکرد تا بازیکنانش را تحریک کند.