rumerzählen
جار زدن، پخش کردن خبر
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) rumerzählen
خبر، داستان یا رازی را میان افراد مختلف پخش کردن و گفتن (شکل محاورهای و عامیانه).
- Er hat die ganze Geschichte rumzuerzählen versucht, aber niemand hat ihm geglaubt.او سعی کرد کل داستان را جار بزند، اما هیچکس او را باور نکرد.
- Hör auf, solche Gerüchte rumzuerzählen!دست از پخش کردن چنین شایعاتی بردار!