rumgeballert
شلیک شده/سر و صدا کرده
Bedeutungen
1
rumballern
به طور مکرر و با صدای بلند شلیک کردن، یا با بیملاحظگی و صدای زیاد از چیزی استفاده کردن، که اغلب نشاندهنده خشونت یا بیتوجهی است.
- Die Soldaten haben in der Nacht wild in die Luft rumgeballert, was die Zivilbevölkerung in Angst versetzte.سربازان در طول شب بیهدف در هوا شلیک کردند که باعث ترس ساکنان غیرنظامی شد.
- Er hat mit seiner neuen Spielzeugpistole stundenlang im Garten rumgeballert.او ساعتها با تفنگ اسباببازی جدیدش در باغچه شلیک کرد.