rumgrölen

Aussprache: /ˈʁʊmˌɡrøːlən/
Wortzerlegung: rum·grö·len
فعل

با صدای بلند و ناهنجار آواز خواندن یا فریاد زدن، بدون خطاب قرار دادن کسی

Beispiele

  • Sie gehen dahin, weil sie dadurch einen Vorwand haben, sich zu besaufen und ''rumzugrölen'', ja, um sich so lange zu besaufen, bis sie in den Rinnstein kotzen.آنها به آنجا می‌روند چون بهانه‌ای برای مست کردن و با صدای بلند آواز خواندن پیدا می‌کنند، بله، تا زمانی که در جوی کنار خیابان بالا بیاورند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با صدای بلند و اغلب بی‌ادبانه یا مستی‌آور فریاد زدن، داد و بیداد کردن یا آواز خواندن

  • Die Fans grölten nach dem Sieg lautstark herum.هواداران پس از پیروزی با صدای بلند داد و بیداد می‌کردند.
  • Hör auf, so rumzugrölen, die Nachbarn schlafen schon!بس کن اینقدر داد و بیداد کردن، همسایه‌ها خوابیده‌اند!