rummachten
خرابکاری کردند، به هم ریختند، (در گذشته) رابطه جنسی داشتند
Bedeutungen
1
mit + Dativ
داشتن رابطه جنسی یا معاشقه شدید و صمیمی با کسی، اغلب به صورت غیررسمی و بدون تعهد جدی.
- Sie erzählte ihren Freundinnen, wie sie auf der Party mit ihm rummachten.او به دوستانش تعریف کرد که چگونه در مهمانی با او معاشقه میکردند.
- Es war offensichtlich, dass die beiden im Auto miteinander rummachten.واضح بود که آن دو نفر در ماشین با هم رابطه جنسی داشتند.
2
Akkusativ (optional)
وقت تلف کردن، به بطالت گذراندن، بدون هدف مشخص کاری انجام دادن.
- Anstatt zu lernen, rummachten die Schüler den ganzen Abend.به جای درس خواندن، دانشآموزان تمام شب را وقت تلف کردند.
- Er beschwerte sich, dass seine Mitbewohner nur rummachten und die Miete nicht zahlten.او شکایت کرد که همخانههایش فقط وقت تلف میکردند و اجاره را پرداخت نمیکردند.