rummosern
غرغر کردن، نق زدن، ایراد گرفتن (به طور مداوم)
Beispiele
- Nach dem verlorenen Spiel ''moserte'' er den ganzen Abend ''rum.او تمام شب بعد از بازی باخته غرغر کرد.
Bedeutungen
1
Intransitiv (oft mit über + Akkusativ)
مدام غرغر کردن، نق زدن و شکایت کردن (عامیانه و اغلب با لحنی منفی)
- Er mosert den ganzen Tag nur rum und ist nie zufrieden.او تمام روز فقط غرغر میکند و هرگز راضی نیست.
- Hör auf, rumzumosern, und pack mit an!دست از غرغر کردن بردار و کمک کن!