فعل
غرغر کردن، نق زدن، ایراد گرفتن (به طور مداوم)
معانی و تعاریف rummosern:
- مدام غرغر کردن، نق زدن و شکایت کردن (عامیانه و اغلب با لحنی منفی)
جملات نمونه برای rummosern:
Nach dem verlorenen Spiel ''moserte'' er den ganzen Abend ''rum.''
او تمام شب بعد از بازی باخته غرغر کرد.
Er mosert den ganzen Tag nur rum und ist nie zufrieden.
او تمام روز فقط غرغر میکند و هرگز راضی نیست.
Hör auf, rumzumosern, und pack mit an!
دست از غرغر کردن بردار و کمک کن!