فعل
سر و صدا کردن، سر و صدایی گنگ به راه انداختن؛ قار و قور کردن (شکم)
معانی و تعاریف rumoren:
- سر و صدا کردن، غلغله کردن (در یک مکان، معمولاً به صورت مبهم و نامنظم)
- (شکم) غرغر کردن، صدا کردن (به دلیل گرسنگی یا مشکلات گوارشی)
جملات نمونه برای rumoren:
Ich habe Angst, irgendetwas ''rumort'' seit Stunden in der Mansarde!
میترسم، ساعتهاست که چیزی دارد در اتاق زیرشیروانی سر و صدا میکند!
„Er schwitzte, sein Puls raste, sein Bauch ''rumorte.''“
«او عرق میکرد، ضربان قلبش به شدت میزد، شکمش قار و قور میکرد.»
Nach dem Abendessen ''rumorte'' dem Herrn Lindbaum stets der Magen.
بعد از شام، معده آقای لیندباوم همیشه شروع به سر و صدا و قار و قور میکرد.