vorbeirumpeln

Aussprache: /fɔʁˈbaɪ̯ˌʁʊmpl̩n/
Worttrennung: vor·bei·rum·peln
فعل

با غرش رد شدن، با سر و صدا عبور کردن

Bedeutungen

1 an + Dativ (an jemandem / etwas vorbeirumpeln)

با صدای بلند و نامنظم (مانند صدای چرخ‌های قدیمی یا ماشین سنگین) از کنار چیزی یا کسی عبور کردن.

  • Der alte Traktor rumpelte laut am Haus vorbei.تراکتور قدیمی با صدای بلند از کنار خانه رد شد.
  • Wir hörten, wie der LKW mit viel Lärm an uns vorbeirumpelte.ما شنیدیم که کامیون با سر و صدای زیاد از کنار ما رد شد.