فعل
صدای غرش کردن، صدا دادن، تصادف کردن
معانی و تعاریف rumsen:
- با صدای سنگین و خفه به چیزی برخورد کردن یا چیزی را با شدت کوبیدن.
جملات نمونه برای rumsen:
Es gewittert und ''rumst'' ganz ordentlich!
صدای رعد و برق حسابی غرش میکند!
An der Ecke hat es gerade ''gerumst.''
در گوشه خیابان همین الان تصادف شد.
Ich bin gegen die Laterne ''gerumst.''
من به تیر چراغ برق خوردم.