rumstochern
ور رفتن، سرک کشیدن (عامیانه)
Beispiele
- ›Wenn wir ''rumstochern'', machen wir vielleicht alles nur noch schlimmer.‹›اگر "ور برویم"، شاید اوضاع را بدتر کنیم.‹
Bedeutungen
1
in + Dativ / Akkusativ
با چیزی ور رفتن، گشتن، هم زدن (معمولاً با چوب یا ابزار مشابه)؛ اغلب به صورت بی هدف یا برای پیدا کردن چیزی.
- Er stocherte mit einem Stock im Feuer rum.او با یک چوب در آتش ور میرفت.
- Hör auf, in meinem Teller rumzustochern!دست از ور رفتن در بشقاب من بردار!