rumtönen

Aussprache: /ˈrʊmˌtøːnən/
Worttrennung: rum·tö·nen
فعل

لاف زدن، پر سر و صدا حرف زدن

Beispiele

  • Eben hast du noch ''rumgetönt'', wie viel Zeit du mit ihm verbringst.همین الان داشتی ""لاف می‌زدی"" که چقدر با او وقت می‌گذرانی.

Bedeutungen

1 über + Akkusativ

با صدای بلند و اغلب با خودنمایی صحبت کردن؛ لاف زدن.

  • Er tönt immer rum, wie toll er ist.او همیشه لاف می‌زند که چقدر عالی است.
  • Hör auf, so rumzutönen und fang endlich an zu arbeiten!دست از این همه لاف زدن بردار و بالاخره شروع به کار کن!