rumvögeln

Aussprache: /ˈʁʊmføːɡl̩n/
Worttrennung: rum·vö·geln
فعل

سکس زیاد داشتن، رابطه جنسی داشتن (عامیانه و رکیک)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

سکس کردن، معمولاً به صورت بی‌قید و بند یا با افراد مختلف (عامیانه و رکیک).

  • Sie sind die ganze Nacht rumgevögelt.آنها تمام شب سکس داشتند.
  • Er prahlte damit, wie viel er rumvögelte.او لاف می‌زد که چقدر سکس دارد.