rumzugrölen

Aussprache: /rʊmt͡suˈɡrøːlən/
Worttrennung: rum·zu·grö·len
Erweiterter Infinitiv

با صدای بلند و بی‌ملاحظه سر و صدا کردن، فریاد زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای مفعول ضمنی یا اشاره به موضوع)

توصیف فریادهای بلند، بی‌نظم و غالباً آزاردهنده که بدون توجه به محیط یا دیگران سر داده می‌شود، اغلب با بار معنایی منفی از بی‌فرهنگی یا پرخاشگری. این شکل برای استفاده در ساختارهای مجهول یا با افعال modal به کار می‌رود.

  • Es ist verboten, in der Nähe des Krankenhauses herumzugrölen.فریاد زدن با صدای بلند در نزدیکی بیمارستان ممنوع است.
  • Man sollte es vermeiden, in der Bibliothek herumzugrölen.باید از هیاهو کردن با صدای بلند در کتابخانه اجتناب کرد.