runterlesen
سریع خواندن، از رو یکنفس خواندن، مرور سریع (عامیانه)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) runterlesen
متن، کتاب یا فهرستی را بدون توقف و با سرعت بالا یکنفس خواندن (معمولاً صورت محاورهای herunterlesen)
- Ich habe den spannenden Krimi in einem Rutsch runtergelesen.من این رمان جنایی جذاب را یکنفس و در یک نشست خواندم.
- Er hat die Namen auf der Liste einfach schnell runtergelesen.او نامهای روی فهرست را صرفاً سریع از رو خواند.