runtersetzen
کاهش دادن (قیمت)، پایین آوردن، نشاندن در جای پایینتر
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) runtersetzen
قیمت، نرخ یا مقدار چیزی را پایین آوردن / کاهش دادن (محاورهایتر از herabsetzen)
- Der Händler hat die Preise für die Sommerbekleidung runtergesetzt.فروشنده قیمت لباسهای تابستانی را پایین آورده است.
- Wir mussten unsere Erwartungen ein wenig runtersetzen.ما مجبور شدیم انتظاراتمان را کمی پایین بیاوریم.
2
jemanden (Akkusativ) runtersetzen
کسی را از جای بلند پایین آوردن یا تنزل مقام دادن
- Setz das Kind bitte vom Tisch runter.لطفاً بچه را از روی میز پایین بیاور (بنشون).
- Wegen schlechter Leistungen wurde er in eine niedrigere Gehaltsstufe runtergesetzt.به دلیل عملکرد ضعیف، او به پایه حقوقی پایینتری تنزل یافت.
3
sich + runtersetzen
نشستن یا خود را پایین کشیدن (محاوره)
- Setz dich doch mal kurz zu uns runter!بیا یک لحظه پیش ما بنشین!
- Nach dem langen Stehen wollte sie sich nur noch runtersetzen.بعد از ایستادن طولانی، او فقط میخواست بنشیند.