runterziehen
پایین کشیدن، (مجازی) روحیه کسی را خراب کردن/دلسرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به سمت پایین کشیدن (کرکره، زیپ - حالت عامیانه).
- Er musste die Jalousien runterziehen.او مجبور بود کرکرهها را پایین بکشد.
- Kannst du bitte den Reißverschluss runterziehen?میتوانی لطفاً زیپ را پایین بکشی؟
2
Akkusativ
کسی را غمگین، دلسرد یا بدحال کردن (عامیانه).
- Diese schlechten Nachrichten ziehen mich total runter.این اخبار بد کاملاً مرا دلسرد و کسل میکنند.
- Lass dich von dem Typen nicht runterziehen!اجازه نده آن یارو روحیهات را خراب کند!