runterziehen

Aussprache: /ˈʁʊntɐˌt͡siːən/
Wortzerlegung: run·ter·zie·hen
فعل

پایین کشیدن، (مجازی) روحیه کسی را خراب کردن/دلسرد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سمت پایین کشیدن (کرکره، زیپ - حالت عامیانه).

  • Er musste die Jalousien runterziehen.او مجبور بود کرکره‌ها را پایین بکشد.
  • Kannst du bitte den Reißverschluss runterziehen?می‌توانی لطفاً زیپ را پایین بکشی؟
2 Akkusativ

کسی را غمگین، دلسرد یا بدحال کردن (عامیانه).

  • Diese schlechten Nachrichten ziehen mich total runter.این اخبار بد کاملاً مرا دلسرد و کسل می‌کنند.
  • Lass dich von dem Typen nicht runterziehen!اجازه نده آن یارو روحیه‌ات را خراب کند!