russländisch

Aussprache: /ˈrʊslantɪʃ/
Worttrennung: russ·län·disch
صفت

روسیه‌ای (مربوط به کشور روسیه یا شهروندان آن، نه قومیت روس)

Bedeutungen

1

مربوط به کشور روسیه، مردم آن یا زبان روسی (به ویژه در مقابل مفاهیم مربوط به قومیت روس یا زبان اسلاوی شرقی).

  • Er studierte die russländische Geschichte des 19. Jahrhunderts.او تاریخ روسیه در قرن نوزدهم را مطالعه کرد.
  • Die russländische Literatur hat viele weltberühmte Autoren hervorgebracht.ادبیات روسیه نویسندگان مشهور جهانی زیادی را به وجود آورده است.
  • Wir besuchten eine Ausstellung über russländische Kunst.ما از نمایشگاهی درباره هنر روسیه بازدید کردیم.