rausrutschen
ناخواسته گفتن، لو رفتن، از دست در رفتن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas rausrutschen)
به طور ناخواسته از جایی خارج شدن یا لیز خوردن (مثلاً از دست، از جیب).
- Der Schlüssel rutschte ihm aus der Tasche.کلید از جیبش افتاد.
- Das Handy rutschte ihr aus der Hand.تلفن همراه از دستش لیز خورد.
2
Akkusativ (etwas rausrutschen)
چیزی را ناخواسته یا بدون قصد گفتن، از دهان پریدن (معمولاً یک راز یا کلمه).
- Es ist mir eine Information herausgerutscht, die ich nicht verraten sollte.اطلاعاتی از من ناخواسته فاش شد که نباید آن را فاش میکردم.
- Ihm rutschte ein falsches Wort heraus.کلمهای اشتباه از دهانش پرید.