umherrutschen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌʁʊtʃn̩/
Worttrennung: um·her·rut·schen
فعل

به این طرف و آن طرف سر خوردن (روی صندلی یا سطحی)، وول خوردن

Bedeutungen

1 auf + Dativ (auf jemandem / etwas umherrutschen)

روی سطحی لیز خوردن یا سُر خوردن به اطراف (اغلب با حرکت بی‌هدف یا پراکنده).

  • Das Spielzeug rutschte auf dem Tisch umher.اسباب‌بازی روی میز به این طرف و آن طرف سر می‌خورد.
  • Die Möbel sind beim Transport umhergerutscht.مبلمان در حین حمل و نقل به این طرف و آن طرف سر خورده بودند.
2 ohne Präposition

بی‌قرار نشستن، مدام در جای خود جابجا شدن یا وول خوردن، اغلب به دلیل ناراحتی یا بی‌حوصلگی.

  • Er rutschte auf dem Stuhl umher, weil er nicht stillsitzen konnte.او چون نمی‌توانست آرام بنشیند، روی صندلی وول می‌خورد.
  • Die Katze rutschte auf dem glatten Boden umher.گربه روی زمین لغزنده به این طرف و آن طرف سر می‌خورد.