sitzen
نشستن، اندازه بودن (لباس)، در زندان بودن
Bedeutungen
1
Ort (Lokalangabe mit Dativ: auf / an / in + Dativ)
روی سطحی قرار داشتن، در حالت نشسته بودن (مکان فیزیکی)
- Er sitzt auf dem Stuhl.او روی صندلی نشسته است.
- Wir saßen am Tisch und aßen.ما پشت میز نشسته بودیم و غذا میخوردیم.
2
(ohne Objekt) / gut / perfekt / eng
در مورد لباس، کاملاً اندازه و قالب بدن بودن، خوب نشستن
- Diese Hose sitzt perfekt.این شلوار کاملاً اندازه است.
- Das Kleid sitzt ihm nicht gut.این لباس به او خوب نمیآید.
3
(ohne Objekt) / im Gefängnis / wegen + Genitiv
در زندان بودن، دوران محکومیت را سپری کردن (عامیانه)
- Er sitzt wegen Diebstahls im Gefängnis.او به دلیل سرقت در زندان است.
- Nach dem Urteil saß er fünf Jahre.پس از حکم، او پنج سال زندانی بود.
4
an + Dativ (an jemandem / etwas sitzen)
کار کردن روی چیزی، مشغول انجام کاری بودن (به ویژه پشت میز)
- Sie sitzt seit Stunden an ihrer Hausaufgabe.او ساعتهاست که مشغول تکلیف خانگیاش است.
- Der Künstler sitzt an einem neuen Gemälde.هنرمند در حال کار بر روی یک نقاشی جدید است.
5
(ohne Objekt) / bei + Dativ
اصابت کردن، به هدف خوردن (ضربه، گلوله، انتقاد یا جوک)
- Der Ball saß genau im Tor.توپ دقیقاً در دروازه قرار گرفت.
- Sein Witz saß bei allen gut.جوک او برای همه خوب از آب درآمد.