säbelbeinig

Aussprache: /ˈzɛːbl̩ˌbaɪ̯nɪç/
Worttrennung: sä·bel·bei·nig
صفت

(عامیانه) پاهای پرانتزی، پاهای کج (مانند شمشیر)

Bedeutungen

1

اصطلاحی عامیانه برای توصیف پاهایی که به سمت بیرون انحنا دارند و شبیه به حرف O یا پرانتز هستند.

  • Der kleine Junge war noch säbelbeinig, aber das würde sich mit der Zeit ändern.پسر کوچک هنوز پاهای پرانتزی داشت، اما این با گذشت زمان تغییر می‌کرد.
  • Manche Menschen haben von Natur aus säbelbeinige Beine.برخی افراد به طور طبیعی پاهای کج دارند.
  • Der Reiter saß etwas unbeholfen im Sattel wegen seiner säbelbeinigen Beine.سوار به دلیل پاهای پرانتزی‌اش کمی ناجور روی زین نشسته بود.