säbeln

Aussprache: /ˈzɛːbl̩n/
Worttrennung: sä·beln
فعل

با شمشیر زدن، با چاقوی بزرگ بریدن، (به طور نامناسب) با چاقو بریدن

Beispiele

  • Die Mamsell ''säbelte'' die Wurst in fünf gleich lange Stücke und jeder von uns bekam eines.خانم سوسیس را به پنج تکه مساوی برش داد و به هر کدام از ما یکی داد.
  • Der Libero ''säbelt'' über den Ball.مدافع روی توپ ضربه می‌زند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با شمشیر یا ابزار مشابه، چیزی را بریدن یا قطع کردن.

  • Der Pirat säbelte den Strick mit seinem Säbel durch.دزد دریایی طناب را با شمشیرش برید.
  • Er säbelte die Äste vom Baum.او شاخه‌ها را از درخت برید.
2 Akkusativ

(مجازی) با خشونت یا بی‌رحمی چیزی را قطع کردن یا از بین بردن.

  • Die Regierung säbelte die Ausgaben im Bildungsbereich.دولت هزینه‌ها را در بخش آموزش به شدت کاهش داد.
  • Er säbelte die Kritik an seinem Projekt einfach weg.او به سادگی انتقادات از پروژه‌اش را نادیده گرفت/از بین برد.