säbelförmig

Aussprache: /ˈzɛːbl̩ˌfœrmɪç/
Worttrennung: sä·bel·för·mig
صفت

شمشیری شکل، شبیه شمشیر

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به شمشیر، معمولاً منحنی و کشیده.

  • Der Säbelzahntiger hatte säbelförmige Zähne.ببر دندان‌شمشیری، دندان‌هایی شمشیری شکل داشت.
  • Die säbelförmige Klinge des Schwertes war kunstvoll verziert.تیغه شمشیری شکل شمشیر با ظرافت تزئین شده بود.
  • Der Ast wuchs in einer säbelförmigen Kurve.این شاخه با انحنایی شبیه شمشیر رشد کرده بود.