säcken
کیسه کردن، در کیسه انداختن (و غرق کردن)
Beispiele
- Opa meint, wir sollten die acht kleinen Kätzchen ''säcken.پدربزرگ میگوید باید هشت بچه گربه کوچک را کیسه کنیم (و غرق کنیم).
- Recht!« lachte Zodick mit verzweifelnder Galle, »schmeißt mich lieber in den Fluß, als daß Ihr mich zu dergleichen Sünde zwingt. Der Gerechte, der ''gesäckt wird'' in Edom, geht doch ein in Kanaan!حق است!» زودیگ با تلخی ناامیدانه خندید، «مرا به رودخانه بیندازید، بهتر از آن است که مرا به چنین گناهی وادارید. عادلی که در ادوم کیسه میشود (و غرق میگردد)، به کنعان وارد میشود!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در کیسه ریختن یا کیسه کردن (با haben)
- Der Bauer säckt die Kartoffeln nach der Ernte.کشاورز سیبزمینیها را پس از برداشت کیسه میکند.
- Wir haben den Müll in große Säcke gesäckt.ما زبالهها را در کیسههای بزرگ ریختیم.
2
بدون مفعول
فرو افتادن، پایین آمدن یا نشست کردن (با sein)
- Der Boden säckte unter seinem Gewicht ein.زمین زیر وزن او فرو نشست.
- Nach dem langen Marsch säckten die Soldaten erschöpft zusammen.پس از راهپیمایی طولانی، سربازان خسته فرو افتادند.