sägeförmig

Aussprache: /ˈzɛːɡəˌfœrmɪç/
Worttrennung: sä·ge·för·mig
صفت

دندانه‌دار، اره‌ای شکل

Bedeutungen

1

دارای لبه‌ای با دندانه‌های تیز و متناوب، شبیه به لبه اره.

  • Die Blätter des Baumes waren gezackt und sägeförmig.برگ‌های درخت دندانه‌دار و اره‌ای شکل بودند.
  • Der Rand des Papiers war sägeförmig geschnitten.لبه کاغذ به صورت اره‌ای بریده شده بود.
  • Die Felsen hatten eine sägeförmige Oberfläche.صخره‌ها سطحی دندانه‌دار داشتند.