sägen

Aussprache: /ˈzɛːɡn̩/
Worttrennung: sä·gen
فعل

اره کردن، بریدن با اره، خرناس کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas sägen)

با استفاده از اره، چیزی را بریدن یا جدا کردن.

  • Der Tischler sägt das Holz für das neue Regal.نجار چوب را برای قفسه جدید اره می‌کند.
  • Mit einer Kettensäge kann man auch dicke Baumstämme sägen.با اره برقی می‌توان تنه درختان ضخیم را نیز برید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

صدای بلند و خشن از گلو درآوردن هنگام خواب، خرخر کردن.

  • Er sägt die ganze Nacht, ich kann kaum schlafen.او تمام شب خرناس می‌کشد، من به سختی می‌توانم بخوابم.
  • Manchmal hört man ihn im Schlaf deutlich sägen.گاهی اوقات می‌توان صدای خرناس او را در خواب به وضوح شنید.
3 an + Dativ (an jemandem / etwas sägen)

به تدریج پایه و اساس چیزی را تضعیف کردن یا از بین بردن.

  • Die ständige Kritik sägt an den Grundfesten seiner Autorität.انتقاد مداوم پایه‌های اقتدار او را سست می‌کند.
  • Korruption sägt an der Stabilität des Staates.فساد به ثبات کشور لطمه می‌زند.