absägen

Aussprache: /ˈapˌzɛːɡn̩/
Worttrennung: ab·sä·gen
فعل

با اره بریدن، برکنار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas absägen)

بریدن چیزی با اره، معمولاً به قطعات کوچکتر یا جدا کردن قسمتی از آن.

  • Der Tischler sägte das Holz für das Regal ab.نجار چوب را برای قفسه اره کرد.
  • Er hat den Ast vom Baum abgesägt.او شاخه را از درخت اره کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas absägen)

به صورت مجازی، کسی را از موقعیت شغلی یا جایگاهش برکنار کردن یا کنار گذاشتن.

  • Der neue Manager sägte den alten Abteilungsleiter ab.مدیر جدید، رئیس بخش قبلی را برکنار کرد.
  • Manche Politiker fühlen sich von ihrer Partei abgesägt.برخی سیاستمداران احساس می‌کنند که توسط حزبشان کنار گذاشته شده‌اند.