aussehen
به نظر رسیدن، قیافه داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit gut/schlecht, wie + Nom/Akk, nach + Dativ)
ظاهر داشتن، قیافه داشتن، به نظر رسیدن (با استفاده از صفات، قیدها یا عبارات تشبیهی).
- Du siehst heute sehr gut aus!تو امروز خیلی خوشتیپ به نظر میرسی!
- Das Wetter sieht nach Regen aus.هوا شبیه باران به نظر میرسد.
2
intransitiv (mit Adjektiv)
ظاهر داشتن، قیافه داشتن، به نظر رسیدن (با استفاده از صفت).
- Das Kleid sieht teuer aus.این لباس گران به نظر میرسد.
- Der Film sah interessant aus, aber er war langweilig.فیلم جالب به نظر میرسید، اما کسلکننده بود.