einsehen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌzeːən/
Worttrennung: ein·se·hen
فعل

درک کردن، متوجه شدن، بررسی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (oft mit dass-Satz)

چیزی را درک کردن، تشخیص دادن و پذیرفتن که درست، منطقی یا ضروری است؛ متوجه شدن.

  • Er muss endlich einsehen, dass er einen Fehler gemacht hat.او باید بالاخره درک کند که اشتباهی مرتکب شده است.
  • Ich sehe ein, dass Ihre Argumente stichhaltig sind.من می‌پذیرم که استدلال‌های شما معتبر هستند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einsehen)

اسناد، مدارک یا پرونده‌ها را مشاهده کردن، بررسی کردن یا نگاه کردن به آن‌ها.

  • Können Sie bitte die Akten einsehen?آیا می‌توانید لطفاً پرونده‌ها را بررسی کنید؟
  • Der Anwalt hat die Beweise eingesehen.وکیل مدارک را مشاهده کرد.