aufsehen
بالا نگاه کردن، سر بلند کردن؛ با احترام نگریستن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
نگاه کردن به سمت بالا، سر بلند کردن.
- Als der Vogel sang, sah sie zum Himmel auf.وقتی پرنده آواز خواند، او به آسمان نگاه کرد.
- Er blickte von seinem Buch auf.او از کتابش سر بلند کرد.
2
zu + Dativ / zu + jemandem aufsehen
با احترام، تحسین یا توجه به کسی یا چیزی نگاه کردن.
- Viele junge Leute sehen zu ihrem älteren Bruder auf.بسیاری از جوانان به برادر بزرگتر خود با تحسین مینگرند.
- Sie hat immer zu ihrer Lehrerin aufgesehen.او همیشه به معلمش با احترام مینگریست.