voraussehen
پیشبینی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas voraussehen) / dass-Satz
چیزی را که در آینده اتفاق خواهد افتاد، از قبل تشخیص دادن یا پیشبینی کردن.
- Niemand konnte das Ausmaß der Katastrophe voraussehen.هیچکس نمیتوانست ابعاد فاجعه را پیشبینی کند.
- Er sah voraus, dass die Preise steigen würden.او پیشبینی کرد که قیمتها افزایش خواهند یافت.
2
Akkusativ (die Folgen/Konsequenzen voraussehen)
نتایج یا پیامدهای احتمالی یک عمل یا وضعیت را از قبل ارزیابی کردن.
- Man muss die möglichen Konsequenzen seines Handelns voraussehen.باید پیامدهای احتمالی اعمال خود را از قبل پیشبینی کرد.
- Sie konnte die Gefahr nicht voraussehen.او نتوانست خطر را پیشبینی کند.