hindurchsehen
از میان دیدن، دیدن از درون
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ
از میان چیزی نگاه کردن یا دیدن، معمولاً وقتی که چیزی مانع دید است اما امکان دیدن از لابلای آن وجود دارد.
- Man konnte durch das dichte Laub hindurchsehen.میشد از میان شاخ و برگهای انبوه دید.
- Durch die dünne Wand konnte man die Umrisse der Personen hindurchsehen.از میان دیوار نازک میشد طرح کلی افراد را دید.