vorhersehen
پیشبینی کردن، پیشبینی نمودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas vorhersehen)
پیشبینی کردن، از قبل دیدن (چیزی که قرار است اتفاق بیفتد).
- Das Wetteramt kann das Wetter für die nächsten Tage vorhersehen.اداره هواشناسی میتواند هوای چند روز آینده را پیشبینی کند.
- Niemand hatte dieses Ergebnis vorhergesehen.هیچکس این نتیجه را پیشبینی نکرده بود.