ansehen
نگاه کردن، تماشا کردن، بررسی کردن
Bedeutungen
1
jdn./etw. (Akkusativ) ansehen
به کسی یا چیزی نگاه کردن، تماشا کردن یا مشاهده کردن.
- Ich sehe mir gerne Dokumentationen im Fernsehen an.من دوست دارم مستندها را در تلویزیون تماشا کنم.
- Er sah sie lange und aufmerksam an.او به او طولانی و با دقت نگاه کرد.
2
jdn./etw. (Akkusativ) als etw. (Akkusativ) ansehen
کسی یا چیزی را به عنوان یا با دیدگاه خاصی در نظر گرفتن یا تلقی کردن.
- Ich sehe diese Aufgabe als Chance an.من این وظیفه را به عنوان یک فرصت میبینم.
- Man sollte ihn nicht als Feind ansehen.نباید او را به عنوان دشمن در نظر گرفت.
3
sich (Akkusativ) ansehen
خود را در آینه یا سطح بازتابنده نگاه کردن.
- Sie sah sich im Spiegel an und lächelte.او به خودش در آینه نگاه کرد و لبخند زد.
- Bevor du gehst, sieh dich noch einmal an.قبل از اینکه بروی، یک بار دیگر خودت را نگاه کن.