einsehen
درک کردن، متوجه شدن، بررسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (oft mit dass-Satz)
چیزی را درک کردن، تشخیص دادن و پذیرفتن که درست، منطقی یا ضروری است؛ متوجه شدن.
- Er muss endlich einsehen, dass er einen Fehler gemacht hat.او باید بالاخره درک کند که اشتباهی مرتکب شده است.
- Ich sehe ein, dass Ihre Argumente stichhaltig sind.من میپذیرم که استدلالهای شما معتبر هستند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einsehen)
اسناد، مدارک یا پروندهها را مشاهده کردن، بررسی کردن یا نگاه کردن به آنها.
- Können Sie bitte die Akten einsehen?آیا میتوانید لطفاً پروندهها را بررسی کنید؟
- Der Anwalt hat die Beweise eingesehen.وکیل مدارک را مشاهده کرد.