wegsehen
چشمپوشی کردن، نادیده گرفتن، رو برگرداندن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
نگاه نکردن به چیزی یا کسی، رو برگرداندن.
- Er sah weg, als er das Unglück sah.وقتی او حادثه را دید، رو برگرداند.
- Bitte sieh nicht weg, ich muss mit dir reden.لطفاً رو برنگردان، من باید با تو صحبت کنم.
2
von etwas (Dativ) wegsehen
نادیده گرفتن عمدی یک مشکل، اشتباه یا وضعیت ناخوشایند.
- Man kann von diesem Problem nicht einfach wegsehen.نمیتوان به سادگی از این مشکل چشمپوشی کرد.
- Sie sah von den Fehlern ihres Partners weg.او اشتباهات شریک زندگیاش را نادیده گرفت.