wegsehen

Aussprache: /ˈvɛkˌzeːən/
Worttrennung: weg·se·hen
فعل

چشم‌پوشی کردن، نادیده گرفتن، رو برگرداندن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

نگاه نکردن به چیزی یا کسی، رو برگرداندن.

  • Er sah weg, als er das Unglück sah.وقتی او حادثه را دید، رو برگرداند.
  • Bitte sieh nicht weg, ich muss mit dir reden.لطفاً رو برنگردان، من باید با تو صحبت کنم.
2 von etwas (Dativ) wegsehen

نادیده گرفتن عمدی یک مشکل، اشتباه یا وضعیت ناخوشایند.

  • Man kann von diesem Problem nicht einfach wegsehen.نمی‌توان به سادگی از این مشکل چشم‌پوشی کرد.
  • Sie sah von den Fehlern ihres Partners weg.او اشتباهات شریک زندگی‌اش را نادیده گرفت.