säkular

Aussprache: /zɛkuˈlaːɐ̯/
Worttrennung: sä·ku·lar
صفت

سکولار، دنیوی، قرن به قرن

Bedeutungen

1

دنیوی، غیرمذهبی؛ جدا از کنترل یا نفوذ کلیسا یا دین.

  • Die Gesellschaft hat sich in den letzten Jahrzehnten stark säkularisiert.جامعه در دهه‌های اخیر به شدت سکولار شده است.
  • Er vertritt eine säkulare Sichtweise auf das Leben.او دیدگاهی دنیوی به زندگی دارد.
  • Die Schule ist eine rein säkulare Einrichtung.این مدرسه یک موسسه کاملاً غیرمذهبی است.
2

صد سال یکبار رخ‌دهنده؛ مربوط به صد سال.

  • Das Ereignis findet nur einmal in einem säkularen Zyklus statt.این رویداد فقط یک بار در یک چرخه صد ساله رخ می‌دهد.
  • Die säkularen Schwankungen des Klimas sind schwer vorherzusagen.نوسانات صد ساله‌ی آب و هوا به سختی قابل پیش‌بینی هستند.
  • Er analysierte die säkularen Trends in der Wirtschaft.او روندهای بلندمدت (صد ساله) در اقتصاد را تحلیل کرد.