sämig
غلیظ و کشدار، لعابدار (سوپ یا سس)
Bedeutungen
1
دارای قوام غلیظ، چسبنده و کشدار، مانند سوپ یا سس غلیظ شده.
- Die Sauce war perfekt sämig und schmeckte hervorragend.سس کاملاً غلیظ و لعابدار بود و طعم عالی داشت.
- Er mochte seinen Eintopf lieber sämig als wässrig.او خورش خود را غلیظتر از آبکی ترجیح میداد.
- Nach langem Kochen wurde die Suppe endlich sämig.پس از پخت طولانی، سوپ بالاخره غلیظ و کشدار شد.