sämig
غلیظ و کشدار، لعابدار (سوپ یا سس)
Beispiele
- Zum Schluss mit Salz, Pfeffer und Essig abschmecken und mit etwas Mehl ''sämig'' machen.در نهایت با نمک، فلفل و سرکه مزهدار کنید و با کمی آرد غلیظ و لعابدار سازید.
- Das Verhältnis Speiseplatterbsen zu Dinkel sollte ungefähr 2:1 betragen, dann wird es eine ''sämige'' Suppe.نسبت نخود فرنگی به گندم دیم باید حدود ۲ به ۱ باشد، در این صورت یک سوپ غلیظ و لعابدار به دست میآید.