singen

Aussprache: /ˈzɪŋən/
Worttrennung: sin·gen
فعل

آواز خواندن، ترانه خواندن، لو دادن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با صدا آواز خواندن، ترانه خواندن

  • Die Vögel singen im Garten.پرندگان در باغ آواز می‌خوانند.
  • Sie singt sehr schön.او بسیار زیبا آواز می‌خواند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas singen)

ترانه‌ای را خواندن، سرودن

  • Er singt ein altes Volkslied.او یک آهنگ فولکلور قدیمی می‌خواند.
  • Wir haben zusammen ein Lied gesungen.ما با هم آهنگی خواندیم.
3 etwas (Akkusativ) singen

لو دادن، اعتراف کردن (اطلاعاتی را فاش کردن)

  • Er hat alles gesungen, was er wusste.او هر آنچه می‌دانست را لو داد.
  • Nach langem Verhör hat der Verdächtige gesungen.پس از بازجویی طولانی، مظنون اعتراف کرد.