singen
آواز خواندن، لو دادن، اعتراف کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
با صدا آواز خواندن، ترانه خواندن
- Sie singt sehr schön.او خیلی زیبا آواز میخواند.
- Die Vögel singen im Baum.پرندگان در درخت آواز میخوانند.
2
Akkusativ
ترانهای را خواندن، سرودن
- Er singt ein Lied.او یک آهنگ میخواند.
- Wir haben zusammen Weihnachtslieder gesungen.ما با هم سرودهای کریسمس را خواندیم.