singen
آواز خواندن، ترانه خواندن، لو دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با صدا آواز خواندن، ترانه خواندن
- Die Vögel singen im Garten.پرندگان در باغ آواز میخوانند.
- Sie singt sehr schön.او بسیار زیبا آواز میخواند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas singen)
ترانهای را خواندن، سرودن
- Er singt ein altes Volkslied.او یک آهنگ فولکلور قدیمی میخواند.
- Wir haben zusammen ein Lied gesungen.ما با هم آهنگی خواندیم.
3
etwas (Akkusativ) singen
لو دادن، اعتراف کردن (اطلاعاتی را فاش کردن)
- Er hat alles gesungen, was er wusste.او هر آنچه میدانست را لو داد.
- Nach langem Verhör hat der Verdächtige gesungen.پس از بازجویی طولانی، مظنون اعتراف کرد.