einsingen
صدا را گرم کردن، آواز خواندن برای آرام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einsingen)
یک قطعه موسیقی را با آواز خواندن ضبط کردن.
- Die Sängerin hat ihre neue Single bereits eingesungen.خواننده تکآهنگ جدید خود را قبلاً ضبط کرده است.
- Er musste den Refrain mehrmals einsingen.او مجبور شد ترجیعبند را چندین بار بخواند و ضبط کند.
2
sich (Akkusativ) (sich einsingen)
صدای خود را قبل از اجرا یا ضبط گرم کردن.
- Vor dem Konzert singt sich der Tenor gerne ein.تنور قبل از کنسرت دوست دارد صدایش را گرم کند.
- Sie singt sich jeden Morgen ein, um ihre Stimme fit zu halten.او هر روز صبح صدایش را گرم میکند تا صدایش را آماده نگه دارد.